در حقيقت، محدوديت باركد در نحوه خوانده شدن آن است كه به خط
ديد مستقيم (
Line of sight ) نياز دارد. به عبارت ديگر، بين باركد و اسكنر
قرائت گر آن نبايد هيچ مانعي وجود داشته باشد در غير اين صورت باركد قرائت نمي شود.
نتيجه اينكه كالاهاي ورودي و خروجي بايد با مكانيزمي ( مثل نوار نقاله ) به صورت تك
تك وارد انبارشوند ( يا از آن خارج شوند ) تا قابل قرائت باشند. اين مشكل در سيستم
هاي RFID
حل شده است.
در اين سيستم ها نيازي به وجود خط ديد بين تگ (
Tag ) و ريدر (
Reader ) وجود ندارد.
زيرا ارتباط اطلاعات از طريق انتشار امواج الكترومغناطيسي اتفاق مي افتد.
اين مطلب باعث ميشود كه تعداد زيادي كالا در هنگام ورود و خروج شناسايي شوند، بنابر
اين، سرعت اين نقل و انتقال بسيار افزايش يابد.
بديهي است كه در انبارهاي بزرگ كه حجم ورود و خروج بالاست، استفاده از چنين مزيتي
كه تكنولوژي RFID
ايجاد مي كند، بازگشت سرمايه (
Roi ) قابل توجهي به همراه خواهد
داشت.
در استفاده از تكنولوژي RFID براي مديريت انبار، رديابي
معمولاٌ در سه سطح انجام مي شود:
1- سطح آيتم يا كالا : در اين حالت تگ
مستقيماً روي كالا نصب ميشود. اين تگ ها عموماً شكل برچسب دارند و قابل جدا كردن از
كالا نيستند، به همين دليل، تگ مصرفي محسوب ميشوند.
2- سطح كارتن : مي توان به جاي نصب تگ روي
كالاها، آنرا روي كارتن هاي حاوي كالا نصب كرد. در اين حالت، واحد شمارش و رديابي
كارتن خواهد بود؛ اين تگ ها عموماً از نوع برچسب هستند.
3- سطح پالت : مي توان به جاي رديابي
كالا و كارتن، پالت ها را رديابي كرد. به دلايل فني، رديابي پالت بيشتر توسط تگ هاي
اكتيو ( باطري دار ) انجام ميشود. هزينه
اين تگ ها از تگ هاي برچسبي بيشتر است.